هشتاد و هفت
نگاهم کن... شدم هرانچه می خواستی ...
عاقبت گفتم...
گفتم بره هر وقت خواست.. گریه هام رو قبلا کرده بودم..
مسخره بود گفتنش.. معلوم بود که اگر نمی خواست، موندنی هم نبود..
اصلا آدم اجبار نیست.
ولی خودم سبک شدم..
برام قشنگ تر هم شده...
سلام ای کهنه عشق من...