دل خون شد از امید و نشد یار، یار من

ای وای بر من و دل امیدوار من...

بازم باید لعنت فرستاد؟

این سری آگاه ترم..

خیلی کار دارم

دو فصل بزرگ عقب افتادم..

پروژه ها نصفه مونده

تنها چیزی که می دونم اینه که یه طرفه نمی شه... اتفاقی که میوفته این طوریه که بازم باید بالا بپرم تا دیده بشم...تازه بازم دیده نمی شم.. هز بار بالا بپرم انگار یه مزاحم جلو دید کسی رو گرفته باشه..

ای تکیه گاه ناتوان، از نامیدی خسته ام