غمگینم

احساس می کنم آخرین قطعه های روانم رو دارم مرتب می کنم

حس پس خوردگی دارم

حس می کنم باید غرور خورد شده‌ام رو بردارم بندازم روی دوش خودم و برم دنبال سیاهی..

پس چرا گفتن نمی خوایم حالت رو بگیریم

خوب شد حرفم رو زدم

خدایا

چه غمی

حس می کنم دارن خاطره سقط نشدنم رو تعریف می کنن...