چهل و هشت
غمگینم
احساس می کنم آخرین قطعه های روانم رو دارم مرتب می کنم
حس پس خوردگی دارم
حس می کنم باید غرور خورد شدهام رو بردارم بندازم روی دوش خودم و برم دنبال سیاهی..
پس چرا گفتن نمی خوایم حالت رو بگیریم
خوب شد حرفم رو زدم
خدایا
چه غمی
حس می کنم دارن خاطره سقط نشدنم رو تعریف می کنن...
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ ساعت 22:17 توسط من
|