پنجاه و شش
عصبانی ام
تصور این که از اول همه چیز رو تعریف کنم..دوباره همه خشم ها بیاد بالا
دوباره بازسازی خاطرات
خوابم برد..بیدار شدم زمان و مکان رو از دست داده بودم.. احساس می کردم ته دریا هستم..
عصبانی ام... حالا که می بینم آدم می تونه چی بگیره دیگه نه...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 18:5 توسط من
|