عصبانی ام

تصور این که از اول همه چیز رو تعریف کنم..دوباره همه خشم ها بیاد بالا

دوباره بازسازی خاطرات

خوابم برد..بیدار شدم زمان و مکان رو از دست داده بودم.. احساس می کردم ته دریا هستم..

عصبانی ام... حالا که می بینم آدم می تونه چی بگیره دیگه نه...